تبليغاتX
<-مثلا خردمندانه->
مثلا خردمندانه
مطالب هر دو هفته یک بار به روز میشود

قرآن تحریف نمیشود (بخش پنجم)

قرآن تحریف نمیشود (بخش پنجم)

تفاوت میان حرکت ها: همانگونه که گفته شد هنگامی که قرآن نگاشته میشد در آن نقطه و حرکتی وجود نداشت، و این طبیعی است که در قرآنهای موجود در دنیا تفاوتهایی نیز میان نقطه های استفاده شده در قرآن وجود داشته باشد. نقطه در نگارش عربی نقش بسیار مهمی دارد و تفاوت میان نقطه ها بطور کلی معنی جمله را عوض میکند. در قرآنی که نقطه نداشته باشد تمامی حروف  ب، ت، ث، ن و ی به شکل  نوشته شده اند. لازم به ذکر نیست که حروف دیگری همچون (ص ض ط ظ ز ر ذ د س ش ع غ ف ق) نیز در نگارش بدون نقطه عربی کاملا مانند هم نوشته میشوند. جالب است که بر خلاف دروغی که مسلمانان میگویند اولین بار عثمانی ها به قرآن نقطه را اضافه کردند نه حضرت علی(!). قرآنی که منسوب به امام حسن است و در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشود هیچ نقطه و حرکتی ندارد. قرآن را تا پیش از زمان عثمانی میشد به چندین روش خواند و از راویان مختلف قرآن که قرآن را حفظ کرده بودند می آموختند که باید یک آیه را چگونه بخوانند. قرآنهایی که ما آنها را بررسی میکنیم هرکدام دارای سبک خواندن خود نیز هستند و آنها را به انواع مختلفی قرائت میکنند. در مثالهای زیر مشاهده میشود که در محل قرارگرفتن نقطه ها در قرآن نیز بین قرآنهای موجود اختلاف بسیار است.

 

 

از مثالهای بالا نتیجه گرفته میشود که مردم در جاهای مختلف حتی قرآنها را یک شکل نیز نمیخوانند.

 

تفاوت میان حرکت ها: مثالهای زیر از این دو قرآن نشان میدهد که آنها در حرکات خود نیز با یکدیگر برابر نیستند و تفاوت در میانشان وجود دارد. حکومت عثمانی بر روی این ضعف از قرآنهای پیش از خود نیز کار کرد و آنرا بصورت استاندارد در آورد.

 

 

البته بسیاری از محققین اسلامی معتقدند علی رغم تفاوتهای بسیاری که میان روایات قرآنی بویژه روایت حفص و ورش وجود دارد، هیچکدام از آنها تاثیر چندانی بر معنی قرآن ندارند، و روی تفکرات اسلامی تغییرات چندانی نمیدهند. بررسی این ادعا بطور مفصل و دقیق در حوصله این نوشتار نیست، اما این تفاوتها ادعای قابل تحریف نبودن قرآن را حداقل از یک ادعای منطقی و دقیق به یک ادعای احساسی و غیر محکم همچون سایر ادعاهای دینی تبدیل میکند.

 

ادامه دارد...

 

 

2 اين مطلب رو كي در روز  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت   نوشته؟ <-من نوشتم ديگه-> | 

قرآن تحریف نمیشود (بخش چهارم)

قرآن تحریف نمیشود (بخش چهارم)

اکنون به تفاوتهای میان دو قرآن که از دو روایت مختلف از دو جای مختلف نوشته شده است، میپردازیم و خواهیم دید که آیا این دو قرآن که در دو جای مختلف دنیا چاپ میشوند بایکدیگر برابر هستند یا نه. قرآن سمت راست قرآنی است که بر اساس روایت حفص از قرائت ابوبکر عاصم نوشته شده است و در تمام کشورهای اسلامی استفاده میشود و معمولا بعنوان قرآن اصلی از آن یاد میشود و قرآن سمت چپ قرآنی است که بر اساس روایت ورش از قرائت نافع نوشته شده است، قرآن روایت ورش بیشتر در شمال آفریقا استفاده میشود.

 

 

 

حال بیایید به گوشه هایی از این تفاوتها نگاه کنیم. مثالهای زیر از کلمات مشابه از یک سوره از این دو کتاب آورده شده است، اما شماره آیات در قرآنها بایکدیگر برابر نیست و قرآنهای مختلف شماره آیات مختلفی دارند. بنابر این مثلا آیه 132 سوره بقره در روایت حفص از عاصم برابر است با آیه 131 سوره بقره در قرآن ورش.

تفاوت میان حروف: تفاوتهایی از لحاظ تحریری در نوشتن الفبای عربی در میان این قرآنها موجود است و این عثمانی ها بودند که روی طریقه نگارش قرآن کار کردند و استاندارد و مبنایی برای آن بوجود آوردند.

 

 

 

مثالهای بالا تفاوتهای میان حروف را در این دو قرآن نشان میدهند.

ادامه دارد...

2 اين مطلب رو كي در روز  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت   نوشته؟ <-من نوشتم ديگه-> | 

قرآن تحریف نمیشود (بخش سوم)

قرآن تحریف نمیشود (بخش سوم) 

 

در حقیقت قرائتهای بیشتری از قرآن در دنیا موجود میباشد، جدول زیر، لیستی از قرآنهای مورد استفاده در کشورهای مختلف دنیا، راوی و قاری آنها و منطقه ای که این قرآنها درآنجا وجود دارند نشان میدهد.

 

 

 

 

 

 

 قرائتهای بیشتری از این قرائتها نیز وجود دارد، اما این قرائتها رسمی ترین آنها حساب میشوند، اطلاعات مربوط به ناحیه استفاده شدن این قرآنها از ابو عمار یاسر قاضی نقل شده است.

 

جدول بالا به این معنی است که قرآن از نسخه های روایت شده مختلفی بجای مانده است، تمامی این نسخه ها امروز چاپ و استفاده نمیشوند اما بسیاری از آنها همچنان چاپ میشوند.

 گفتنی است بسیاری از اشخاص از این طبقه بندی اطلاع ندارند و چون برای اولین بار با آن روبرو میشوند در صحت آن شک میکنند، این افراد کافی است شناسنامه قرآنی که خود استفاده میکنند نگاه کنند تا متوجه شوند که چه قرائت و چه روایتی است، تصویر زیر، شناسنامه قرآنی است که نگارنده این نوشتار از آن استفاده میکند.

 

 

ادامه دارد...

 

2 اين مطلب رو كي در روز  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت   نوشته؟ <-من نوشتم ديگه-> | 

قرآن تحریف نمیشود (بخش دوم)

 

قرآن تحریف نمیشود (بخش دوم) 

 

نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شده است این مهم را با جزئیات بیشتری شرح میدهد:

قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آنها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند میمردند زیاد شد و کار آنها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابر این در قرن 4 ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائت های مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار 7 قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند.

این کار در سال 322 هجری قمری توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. دکتر شجاع الدین شفا در کتاب پس از 1400 سال برگ 101 مینویسد:

در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بغداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شده است و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تایید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آنها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده میشد در سال 322 هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آن ها اضافه شد، بطوریکه سر انجام شمار قرائت های مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ ما در غزلی که انتساب آن بدو مورد تردید است، مدعی از بر داشتن همه آنها است). (متن قرائتی برگزیده جامع) دانشگاه الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفته است، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است. که در سال 127 هجری در کوفه درگذشته است.

این قرائتهای رسمی از این قرارند:

نافع، از مدینه سال 169- 785 ابوعبدالله نافع بن ابي نعيم مدني‌، مُكنَّي به «ابي رويم‌» مي‌باشد. نافع اصلاً از اصفهان بود و در مدينه مي‌زيست و در همانجا (به سال 176 يا 169) درگذشت‌، يادآوري كرده‌اند كه وي قرآن را نزد ابوميمونه، «مولي ام سلمه‌»، همسر رسول خدا(ص‌) قرائت نموده است. راويان وي عبارتند از: ورش و قالون.

ابن کثیر، از مکه سال (119- 737 عبدالله بن كثير مكي‌) از ايرانياني بود كه كسراي ايران او را با كشتي‌هايي كه به يمن فرستاده بود براي فتح حبشه گسيل داشت‌. ابن كثير مردي فصيح و بليغ‌... بود. و از جمع صحابه عبدالله زبير و انس ‌بن ‌مالك را درك كرده‌ بود. راويان وي عبارتند از: بُزِي‌ّ و قٌنبل.

ابو عمرو الاعلی، از دمشق سال 153-770 ابوعمروبن علاء بصري وي اهل ايران بوده است و در ميان قرّأ سبعه از لحاظ كثرت اساتيد و شيوخ قرائت‌، كسي به پاية او نمي‌رسد، و قرآن را در مناطق مختلفي مانند مكه و مدينه و بصره و كوفه بر استادان زيادي قرائت كرد. سيدحسن صدر، ابي‌عمرو را شيعي مي‌داند. راويان قرائت وي عبارتند از: دوري و سوسي (وي ايراني و اهل شوش بوده است.)

ابن عامر، از بصره سال 118-736 وي در زمان عمربن عبدالعزيز و قبل و بعد از آن‌، امام مسجد دمشق (جامع اموي‌) و قاضي و پيشواي آن ديار بوده و از معمّرترين قرّأ سبعه به شمار مي‌رود. ابن عامر بنا به قول صحيح به سال 118 هجري قمري در نود و نه سالگي از دنيا رفت‌. راويان قرائت ابن عامر عبارتند از: هشام و ابن ذكوان‌. 

حمزه، از کوفه سال 156-772 حمزة ‌بن ‌حبيب زيّات كوفي حمزه اصلاً ايراني است و زمان صحابه را درك كرده است و شايد برخي از آنها را ديده باشد. حمزه نيز مانند عاصم شيعي است و قرآن را بر امام صادق(ع‌) خوانده است‌. شيخ طوسي نيز حمزه را از اصحاب امام صادق(ع) معرفي كرده‌است. در وجه ملقب شدن حمزه به «زيّات‌» مي‌نويسند كه وي با آوردن روغن از كوفه به حلوان و آوردن پنير و گردو از حلوان به كوفه امرار معاش مي‌كرد. (زيت نيز به معني روغن و زيّات روغن فروش است.)

الکسائی، از کوفه سال 189-804 وي از مردم سرزمين ايران بوده است و گويند در ميهن خود در «طوس‌» يا «ري‌» وفات كرد. وي قرائت را چهار بار از حمزه اخذ كرد، به طوري كه مي‌توان به قرائت او اعتماد نمود. كتاب ‌ها و آثار زيادي به كسائي منسوب است‌. راويان وي عبارتند از: حفص دوري و ابوالحارث‌.

ابوبکر عاصم، از کوفه سال 158-778 عاصم بن ابي النجود كوفي از مردم كوفه است‌، عاصم از قرّأ هفتگانه و شيعي است و قرآن را بر ابي عبدالرحمن عبدالله ‌بن ‌حبيب سلمي شيعي ـ كه از ياران اميرالمؤمنين علي (ع‌) بود... قرائت كرد. عاصم با يك واسطه راوي قرائت اميرالمؤمنين(ع‌) است‌. به همين جهت گفته‌اند فصيح‌ ترين قرائت‌، قرائت عاصم مي‌باشد، زيرا وي قرائت اصيل آورده است‌. خوانساري در كتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم مي‌نويسد: "وي پارساترين و پرهيزگارترين قرّأ، و رأي او درست‌ترين آرأ در قرائت به شمار مي‌رود". قاطبة ي دانشمندان شيعي‌، قرائت عاصم را فصيح‌ترين قرائت دانسته‌اند. راويان وي عبارتند از: حفص و ابوبكر عياش‌. اطلاعات مربوط به قراء سبعه از اینجا گرفته شده است.

 

ادامه دارد...

2 اين مطلب رو كي در روز  یکشنبه 16 دی1386ساعت   نوشته؟ <-من نوشتم ديگه-> | 

قرآن تحریف نمیشود (بخش نخست)

قرآن تحریف نمیشود!

با توجه به پیشینه ای از تاریخ قرآن که در اختیارتان گذاشتم، هم اکنون به این پرسش میرسیم که آیا واقعاً چنین اشتباهاتی میتواند در قرآن وجود داشته باشد یا خیر؟

اسلامگرایان معمولا در این قضیه بسیار اغراق میکنند که قرآن از هر گونه تحریف شدنی در امان است. البته این قضیه چندان هم اهمیتی ندارد زیرا همین قرآن به اصطلاح تحریف نشده نیز اساساً آش دهان سوزی نیست و حاوی انواع و اقسام اشکالات و تناقضات است که تعدادی را در بخش تناقضات درونی و برونی تازینامه، پیشتر به آنها پرداخته بوده ام.  مسلمانان معمولاً کتب مسیحیان و یهودیان را محکوم به تحریف شدن میکنند و این را نشانه برتری قرآن میدانند که خداوند آنرا از تحریف شدن حفظ میکند.

این درحالی است که تحریف نشدن قرآن ابداً اصالت و حقانیتی برای قرآن نمی آورد، زیرا اگر قرار است هرکتابی که 1400 سال تحریف نشده باشد از طرف خدا باشد، میتوان کتابهای تاریخی بسیاری را یافت که قدمتی حتی بیش از 1400 سال دارند، لذا این ادعای مسلمانان ارزش منطقی چندانی ندارد اما، اسلامگرایان معمولا ادعا میکنند که  تفاوت میان قرآن و آنچه این کتاب را از سایر کتابها جدا میکند این است که قرآن هرگز تغییر نکرده است، حتی یک نقطه از قرآن در 1400 سال گذشته تغییر نکرده است و هیچ اختلافی نمیتوان میان قرآنهای مختلف یافت.

در این نوشتار ما به بررسی مختصر این ادعا و رد آن خواهیم پرداخت. آیا واقعاً تمام قرآنهای موجود بر روی کره زمین یک شکل هستند؟

ما این ادعا را در سه قسمت بررسی خواهیم کرد.

1.       اندکی در مورد تاریخ تغییرات قرآنی توضیح خواهیم داد

2.       دو قرآن را از دو نقطه مختلف با یکدیگر مقایسه خواهیم کرد

3.       به قرآنی نگاه خواهیم افکند که نوشتارهای مختلف قرآن را در مورد هر آیه ذکر کرده است

ن.ج. داود مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن مینویسد:

با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائتهای مختلفی از آن توسط مسلمانان بوجود آمده است که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت میباشند.

با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که "قاری" قرآن حساب میشوند نوشته شده است و با نام  این افراد به یادگار مانده است. قرائتهای مشهوری از قرآن در قرنهای اولیه اسلام وجود داشت. این قرائتهای مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن میدانستند بصورت نوشته در آمد، به آن افراد راوی گفته میشود که قرائتهایی از قرآن را روایت کرده اند. بنابر این در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفته است و قرآن را نمیتوان خواند مگر اینکه به یکی از راوی ها و قاری ها اعتماد کرد. و ما بر آنیم تا بدانیم چه روایت هایی از قرآن امروزه در دنیا وجود دارد.

 

ادامه دارد...

 

 

2 اين مطلب رو كي در روز  شنبه 1 دی1386ساعت   نوشته؟ <-من نوشتم ديگه-> | 

ای ایران

با درود خدمت دوستان و خوانندگان عزیز

متاسفانه چند وقتی است که مورد تهدید شدید تنی چند از دوستان قرار گرفته ام که نمیتوانستم مطلبی جدید در وبلاگ بگذارم. اما اگر بتوانم جان سالم از این ماجرای دین ستیزی به در برم، دوباره نوشتن را شروع میکنم.

بعد از اینکه به تاریخ شکل گیری قرآن اشاره کردم و مشخص شد که قرآن چگونه گردآوری شده و پس از تغییر خط و نوشتار قرآن از کوفی به عربی، چه اشتباهاتی در نحوه نگارش و در پس آن معانی و مفاهیم قرآن ممکن است شکل گیرد، اگر از این مخمصه دین ستیزی و روشنگری جان سالم بدر بردم، قصد این را دارم که به مقایسه نحوه نگارش لغات در قرآن های موجود بپردازم تا با ایرادات لغوی قرآن بصورت دیداری آشنا شوید.

پس اگر نتوانستم مطلب جدیدی بنویسم به معنی این است که مشکل ایجاد شده برای من جدی شده.

به امید آزادی ایران

این شعر تقدیم به آزادیخواهان

 

 

TinyPic image

ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی، تو جاودان

TinyPic image

ای دشمن از تو سنگ خاره ای، من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد، خاک ایران ما

TinyPic image

سنگ کوهت در و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم
بر گو بی مهر تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ما است

مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد، خاک ایران ما

TinyPic image

ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم
جز مهرت بر دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم
مهر اگر برون رود تهی شود دلم

مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما

TinyPic image
2 اين مطلب رو كي در روز  جمعه 9 آذر1386ساعت   نوشته؟ <-من نوشتم ديگه-> | 

قرآن چگونه جمع آوری شد قسمت پایانی (۲)
قرآن چگونه جمع آوری شد قسمت پایانی (۲)

البته در بوجود آمدن اين اختلافات هميشه موضوع دکانداری و سو استفاده از دين نيز وجود داشته است مثلاً وقتى بازار قرائت در قرن دوم و سوم رواج پيدا میكند و در اين ميان عده‏اى از قاريان از ديگران سبقت میگيرند و آوازه و شهرت آنان همه جا را فرا مى‏گيرد، گروهى ديگر نيز، كه در طلب نام و نان و مقامى هستند، شهرت خويش را در انتخاب قرائت‏هايى نادر و مخصوص به خود مى‏جستند. اينان تمامی سعی خود را بر اين قرار میدهند كه قرآن را به گونه‏اى بخوانند كه ديگران نمیخوانند و البته براى قرائت خويش نيز با توجه به نقص و ايرادات ذاتي که در خود قرآن وجود دارد، دليل‏ تراشى نيز مینمودند. بعضی قاريانى كه به قرائت‏هاى شاذ و نادر روى آورده و شيفته چنين قرائت‏هايى گرديده‏اند، به احتمال زياد تحت تأثیر اين خصلت قرار گرفته و مثل بسياری از آخوندان اين زمان دين و قرآن را وسيله‏اى براى شهرت و کسب پول و قدرت خويش قرار داده‏ بودند. البته در معروف شدن يک قرائت نيز سواد فرد راوی و ميزان نفوذ او در مراجع قدرت و ميزان مقبوليت او در مراجع دينی تأثير زيادی داشت و در هر صورت معروفيت يک قرائت به معنای معروفيت راوی و سرکيسه کردن مردم عامی توسط آن قرائت بود. کما اينکه امروزه نيز از همين قرآن بسياری به نان و نوا رسيده اند که شمار آن در کشور ما کم نيست.
خلاصه اينکه دامنه اين اختلافات تا قرن چهارم ميلادی کشيده شد و ديگر کسی را يارای آن نبود که مانند عثمان همه قرائت ها را از بين برده و يکی را جايگزين آن سازد زيرا عثمان هم خود از ياران بزرگ محمد بود و هم ساير ياران محمد بشدت از او حمايت می کردند ولی در قرن چهارم ديگر هر کسی برای خود مدعی بود و کسی هم نمی توانست ادعا کند که مثلاً فلان قرائت را خود از زبان محمد شنيده است اما در اين ميان فردی بنام ابن مجاهد در اقدامى ضربتی، موضوع اختلاف در قرائت قرآن را براى هميشه مسدود مى‏كند و با انتخاب هفت قرائت از قاريان قرن دوم هجرى و تدوين آنها در كتاب السبعه همه مدعيان روزگار خويش را، كه بلافاصله از خود عكس‏العمل نشان مى‏دادند را در مقابل عمل انجام شده‏اى قرار مى‏دهد. در واقع ابن مجاهد مجبور به اين کار بود و او نمی توانست يک قرائت را بپذيرد و ديگری را رد کند و بناچار هفت قرائت را که هر کدام به نوعی مقبوليت بيشتری داشت را رسماً پذيرفته و مابقی را مردود اعلام می کند.


قرائت های شاذ:
همان طور که توضيح داده شد اختلاف در مورد قرآن هم به کل کتاب مربوط بود که قرآن ها در زمان عثمان يکسان گرديد ولی اين اختلاف بعد ها به قرآن های عثمانی هم سرايت پيدا کرد زيرا اين قرآن ها هم دقيقاً مانند هم نبودند و بعد از نقطه گذاری و تبديل آن به الفبای عربی بر دامنه اختلافات افزوده شد و حتی امروزه هم، قرآن های رايج با هم اختلافاتی دارند و شبيه هم نيستند. و جالب است بدانيد علمای اسلام برای تشخيص يک قرائت صحيح شرايط زير را قرار داده اند :
شرط اول: صحت ‏سند قرائت. بايد قرائت‏ شناخته شده، داراى سند صحيح تا يكى از صحابه باشد.
شرط دوم: با رسم الخط قرآن توافق داشته باشد.
شرط سوم: با قواعد ادبى عرب توافق داشته باشد.

هرگاه قرائتى داراى اين سه شرط باشد، صحيح و مورد قبول است. اگر يكى از اين شروط را نداشته باشد غير صحيح و مردود است. اصطلاحاً به قرائتى كه فاقد شروط مذكور است، "شاذ" گويند.
به زبان ديگر يعنی ساختمان نوشتاری قرآن آنقدر متزلزل و دارای ابهام است که برای قرائت آن هم شرط و شروط دارد که يکی از آنها سازگاری با قواعد ادبی است ولی در آينده خواهيم ديد که محمد و شايد خدای او در بسياری از موارد در قرآن امروزی اشتباهات گرامری فاحشی کرده است.

پایان

2 اين مطلب رو كي در روز  یکشنبه 1 مهر1386ساعت   نوشته؟ <-من نوشتم ديگه-> | 

قرآن چگونه جمع آوری شد قسمت پایانی (۱)

قرآن چگونه جمع آوری شد قسمت پایانی (۱)

اگر چه حکام وقت در يکسان سازی قرآن های جديت فراوان بخرج میدادند ولی مسلمانان تا مدت زيادی در مقابل اين تغييرات مقاومت میکردند. به نظر میرسد که پس از محمد جانشينان او که از قوم قريش بودند پس از يکسان سازی قرآن در زمان عثمان، خواندن قرآن با هر نوع لهجه ای غير از لهجه خودشان مخالفت میکردند. البته در اين ميان کسانی هم بودند که با مطرح کردن بحث قرائات قرآن سعی در آن داشتند که نحوه خواندن قرآن را از حالت انحصاری لهجه قريش خارج سازند. مثلاً ابو شامه در دفاع از خواندن قرآن به لهجه های مختلف میگويد: حق همين است; زيرا علت اجازه قرائت قرآن به غيرلهجه قريش، توسعه بر عرب بوده است; چون سزاوار نيست تنها بر يك قوم توسعه داده شود. بنابراين هيچ كس جز به اندازه توانش، مكلف نمیگردد. كسى كه عادت در لهجه و لغت او، اماله يا تخفيف همزه يا ادغام يا مضموم نمودن ميم جمع يا وصل هاء كنايه و چيزهايى شبيه اين امور است، چگونه به گونه‏اى ديگر تكليف شود؟ (التمهيد، ج‏2، ص‏99 و 100)
البته اختلاف بين لهجه ها خود بخود باعث تغيير در قرآن میشد مثلاً كسى كه از قبيله هذيل باشد، به جاى حتى حين (مؤمنون(23) آيه 54) عتى حين تلفظ میكند. كسى كه از قبيله «اسد» (اسدى) است تعلمون و تعلم و تسود وجوه را به كسر تاء فعل مضارع تلفظ میكند. تميميان به جاى تخفيف همزه كه در قريش مرسوم است، همزه را اظهار میكنند. و بنابراين کاملاً طبيعی بود که حتی پس از يکسان سازی قرآن ها توسط عثمان سالها بعد دوباره بين مسلمانان اختلاف پديد آمد نگاهی به تاريخ مرگ بزرگان علم قرآن نشان میدهد که نيمه دوم قرن اول هجرت در حالی آغاز میگردد که بسياری از راويان معتبر قرآن فوت کرده و نسلی نو با افکاری جديد جايگزين آنها شده بود (تاريخ وفات اين گروه، در تبيين شرايط جديد حاكم بر اين مرحله بسيار سودمند است: ابوبكر (12 ق.)، عمر (23 ق.)، ابى بن كعب (29 يا 33 ق.)، عبدالله بن مسعود (32 ق.)، ابوالدرداء (32 ق.)، معاذ بن جبل (33 ق.)، حذيفة بن يمان (35 ق.)، عثمان (35 ق.)، على‏بن ابى‏طالب (40 ق.)، ابوموسى اشعرى (44 ق.)، زيدبن ثابت (45 ق.)، ابوعبدالرحمن سلمى (47 ق.) و ابن عباس (68 ق.) اما قرن دوم هجرت را قرن اختلافات شديد البته از نوعی ديگر در تاريخ قرآن میتوان ناميد و منشاء اصلی اين اختلافات دو شهر بصره و کوفه بودند باز هم نگاهی به تاريخ مرگ صاحب نظران معتبر قرآن که هر کدام هم برای خود مدعی يک قرائت خاص بودند به روشن شدن موضوع کمک می کند:

 

 1) كوفه
يحيى‏ بن وثاب (م 103 ق.)، عاصم ‏بن ابى النجود از قراى سبعه (م 127 ق.)، سليمان اعمش از قراى اربعه عشره (م 148 ق.)، حمزة‏بن حبيب زيات از قراى سبعه (م 123 ق.) و كسائى از قراى سبعه (م 189 ق.).

2) بصره
عبدالله‏بن ابى اسحق (م 129 ق.)، ابو عمرو بن علاء از قراى سبعه (م 154 ق.)، حسن بصرى از قراى اربعة عشره (م 110 ق.)، عاصم جحدرى (م 128 ق.) و قتادة‏بن دعامه (م 117 ق.).

و البته اين اختلاف در قرآن روز به روز بيشتر میشد و هر کسی برای خود مدعی يک نوع خاص از خواندن قرآن بود و در شهر های ديگر نيز مدعيانی ظهور کردند که صاحب نام های آنها به شرح زير است:

 

3) مدينه
ابوجعفر يزيد بن قعقاع از قراى عشره (م 130 ق.)، شيبة بن نصاح (م 130 ق.) ونافع بن ابى نعيم از قراى سبعه (م 169 ق.).

4) مكه
عبدالله ‏بن كثير از قراى سبعه (م 103 ق.)، حميد بن قيس اعرج (م 130 ق.) و محمد بن محيصن از قراى اربعة عشره (م 123 ق.).

5) شام
عبدالله بن عامر از قراى سبعه (م 118 ق.)، عطية بن قيس كلابى (م 121 ق.) و يحيى بن حارث ذمارى (م‏145 ق.).

این قسمت ادامه دارد...

2 اين مطلب رو كي در روز  جمعه 16 شهریور1386ساعت   نوشته؟ <-من نوشتم ديگه-> | 

قرآن چگونه جمع آوری شد قسمت ششم (۲)
قرآن چگونه جمع آوری شد قسمت ششم (۲):

در مورد کلمات و نحوه اعراب آنها نظرات بي شماری ارائه می شد که بر اساس آن قرآن های مختلفی رايج گرديد که معروف ترين آنها عبارت هستند از:
1. ابن عامر: عبد الله بن عامر يحصبى (متوفاى 118)
2. ابن كثير: عبد الله بن كثير دارمى (متوفاى 120)
3. عاصم: عاصم بن ابى النجود اسدى (متوفاى 128)

حفص قرآن عاصم را دقيق‏تر و معتبر تر مى‏دانست و قرائت عاصم‏ به وسيله او منتشر شده و تا امروز متداول است و همين قرائتى است كه امروزه در اكثر كشورهاى اسلامى رايج است.

4. ابو عمرو: زبان ابو عمرو بن علاء مازنى (متوفاى 154)
5. حمزه: حمزة بن حبيب زيات (متوفاى 156)
6. نافع: نافع بن عبد الرحمان الليثى (متوفاى 169) - 110) هستند و اين نوع قرآن امروزه در برخی کشور های عربی رايج است.
7. كسائى: على بن حمزه (متوفاى 189)

بعدها سه نفر ديگر به اين هفت نفر اضافه شدند که عبارتند از :
8. خلف بن هشام، راوى حمزه (متوفاى 229)
9. يعقوب: يعقوب حضرمى (متوفاى 205)
10. ابو جعفر: ابو جعفر مخزومى (متوفاى 130)

با گذشت زمان چهار نفر ديگر به اين جمع اضافه شدند:
11. حسن بصرى: حسن بن يسار (متوفاى 110) قارى
12. ابن محيصن: محمد بن عبد الرحمان (متوفاى 123)
13. يزيدى: يحيى بن مبارك (متوفاى 202)
14. اعمش: سليمان بن مهران اسدى (متوفاى 148)

در اينجا چهاده نفر را می بينيم که قاريان قرآن بودند که در نحوه خواندن قرآنهای خود اختلاف داشتند و جالب اين که برای هر کدام از اين چهارده نفر دو راوی وجود دارد يعنی قرائت هر کدام به دو روايت مختلف بيان شده که مجموعاً بيست و هشت قرائت مختلف را بوجود می آورد.
اينها کسانی بودند که مورد اقبال جامعه قرار می گرفتند و مدعيان ديگری هم وجود داشته است و اين نشان می دهد که حتی در مورد نحوه خواندن قرآن هیچگاه توافق جامعی وجود نداشته و ندارد و اختلاف بين قرائت ها تا انجاست که حتی برخی از علمای مسلمانان معتقدند اگر کسی سوره ای از قرآن را در نمازش به قرائت رسمی نخواند نمازش باطل است و حتی اين اختلاف در زمان محمد نيز وجود داشته است به نقل از زيد بن ارقم آمده است كه شخصى نزد محمد آمد و گفت: آيه‏اى راعبد الله بن مسعود و زيد و ابى بن كعب براى من قرائت كردند و قرائت هر سه با يكديگر اختلاف داشت. قرائت كدام يك را اختيار كنم. پيامبر ساكت ماند. البته که واضح است که او چرا ساکت مانده...!!!  
می دانيم که بسياری از اين حديث ها ساختگی هستند و به اين منظور که محمد هر سه را تاييد می کرده جعل شده است اما اگر اين حديث واقعی باشد هم نشان می دهد که حتی در زمان حيات محمد توافقی در مورد قرآن وجود نداشته است و اين بر خلاف ادعای بين مسلمانان است.
ولی کارخانه حديث سازی مسلمانان در توجيه اين اختلافات بيکار نمانده به يکی از اين احاديث توجه کنيد:  «انزل القرآن‏على سبعة احرف‏» که می گويند که اشاره بر اين دارد که قرآن به هفت لهجه نازل شده است.

و من واقعاً متحيرم از اين همه هياهوی مسلمانان در مورد اعجاز تعداد کلمات و جملات و هزاران دروغ ديگر که در مورد اين کتاب می گويند .همانطور که ديديم هيچگاه کلمات قرآن ثابت نبوده و حتی در نوع کلمات و خواندن آن در بين مسلمانان هيچگاه توافقی نبوده است. و اما معجزه بزرگ قرآن اين است با اين همه حرف و حديث در مورد اين کتاب هنوز هم بيش از يک ميليارد مسلمان به اين موضوع اعتقاد دارند که قرآن در يک سينی در شب قدر به محمد نازل شده است و تا اکنون و حتی يک حرف از آن تغيير نکرده است.

ادامه دارد...

2 اين مطلب رو كي در روز  پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت   نوشته؟ <-من نوشتم ديگه-> | 

قرآن چگونه جمع آوری شد قسمت ششم (۱)

 قرآن چگونه جمع آوری شد قسمت ششم (۱):


نقطه گذاری کلمات قرآن

در زمان خلافت حجاج بن ‏يوسف ثقفى از جانب عبد الملك بن مروان (86-75) حاكم عراق بود، مردم با كاربرد نقطه آشنا شدند و حروف نقطه دار را از بى‏نقطه مشخص ساختند. اين كار به وسيله يحيى بن يعمر و نصر بن عاصم، شاگردان ابو الاسود دئلى انجام گرديد.
به علت رواج اسلام در بين سرزمين های غيرعربی خواندن قرآن برای بسياری از تازه مسلمانان غيرعرب مشگل مینمود. و در بين تلفظ کلمات آنها اختلافاتی بود که اين اختلافات باعث تغيير اساسی مفهوم قرآن میشد.
مثلاً هر عرب زبانی، طبعاً كلمه كتب را در آيه كتب ربكم على نفسه الرحمة (بقره 2:183) به صورت ‏معلوم و همين كلمه را در آيه: كتب عليكم الصيام (توبه 9:3) به صورت مجهول مى‏خواند. درحالى كه غير عرب تشخيص نمیداد كه اين كلمه معلوم است ‏يا مجهول. و گاهی اوقات اين موضوع به اشتباهات خنده داری منجر می شد كما اين كه ابو الاسود شنيد كه كسى كلمه ‏«رسوله‏» در آيه ان الله بري‏ء من المشركين و رسوله به كسر لام مى‏خواند كه در اين صورت معناى آن اين است كه خداوند از مشركان و پيامبرش بيزار است. ابو الاسود با شنيدن اين غلط فاحش گفت: «تصور نمى‏كردم كه‏كار مردم به اين جا رسيده باشد» و لذا برای زياد بن ابيه كه در آن زمان حاكم كوفه بود (53-50) ماجرا را تعريف کرد. زياد ابن ابيه، قبلاً از ابو الاسود خواسته بود كه در اين باره چاره‏اى بينديشد، ولى او اعتنايي نکرده بود .تا اين كه اين غلط فاحش را خود در تلاوت كلام خدا شنيد و آن گاه در بر آوردن خواسته‏زياد ابن ابيه تصميم گرفت و گفت». «آن چه امير بدان امر كرده انجام مى‏دهم». (الفهرست: ص 46.فن اول از مقاله دوم).
ابو الاسود نويسنده‏اى خواست تا از عهده نوشتن آن چه او مى‏گويد، به خوبى برآيد.
نويسنده‏اى از قبيله عبد قيس در اختيار او گذاشتند ولى وى او را نپسنديد. نويسنده ‏ديگرى را انتخاب كردند كه زبردست ‏بود و مورد قبول ابو الاسود واقع شد.
ابو الاسود به نويسنده مذكور گفت: «هر حرفى را كه من با گشودن دهان ادا كردم (مفتوح خواندم)، نقطه‏اى بر بالاى آن حرف بگذار و اگر دهان خود را جمع كردم (حرف را به ضمه خواندم) نقطه‏اى در جلوى آن حرف قرار بده و اگر حرفى را كسره‏ خواندم، نقطه‏اى در زير آن حرف بنويس‏» (صدر، حسن، تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام،ص 52 )ابن عياض نيز می گويد كه ابو الاسودبه نويسنده گفت. «اگر حرفى را با غنه ادا كردم آن را با دو نقطه مشخص كن و اوهمين كار را انجام داد
از اين پس، مردم اين نقطه‏ها را به عنوان علايمى براى نشان دادن حركات‏ حروف و كلمات به كار بردند، ولى بيش‏تر اين نقطه‏ها را با رنگى غير از رنگى كه خط قرآن با آن نوشته شده بود، مى‏نوشتند و غالباً اين رنگ قرمز بود.

پس از آن كه نصر بن عاصم نقطه را براى تشخيص حروف نقطه دار از حروف بى‏نقطه در مصحف به كار برد، نقطه‏هاى سياه به نقطه‏هاى رنگى تبديل شد تا نقطه‏هايى كه لامت‏ حركت‏ بوده با نقطه‏هايى كه علامت اعجام است، اشتباه ‏نشود و اين دو نوع نقطه از يك ديگر تميز داده شوند.
جرجى زيدان مصحف نقطه‏دارى را به همين كيفيت در دار الكتب مصر ديده‏است. او مى‏گويد: « اين قرآن نخست در مسجد عمرو بن عاص، در مجاورت‏ قاهره بوده و از كهن‏ترين قرآن‏هاى جهان است. ورق‏هاى آن بزرگ و خط آن با مركب سياه نوشته شده و نقطه‏هاى آن به رنگ قرمز است و همان طور كه ابو الاسود توصيف كرده، نقطه‏هاى بالاى حروف علامت فتحه و نقطه‏هاى زيرين علامت‏ كسره و نقطه‏هاى جلو حروف نشانه ضمه است».
همانطور که می بينيد حتی در باره اعراب قرآن هم حرف و حديث فراوان است و از ابتدا بين مسلمانان هيچگاه توافقی جامعی در اين مورد وجود نداشته است. و اين اعراب کلمات همانطور که ديديم در معنای جمله تأثير فراوانی دارد. اما در ادامه می بينيم که اين اختلافات تا چه اندازه جدی بوده است.

این قسمت ادامه دارد...

2 اين مطلب رو كي در روز  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت   نوشته؟ <-من نوشتم ديگه-> | 

بينندگان.


http://www.irlearn.com/

افراد آنلاین: نفر